به گزارش پایگاه خبری تریبون ملی،هوش مصنوعی که برخلاف تصور عمومی، سابقهای چنددههای در فعالیتهای پژوهشی دارد، طی سالهای اخیر با گسترش ابزارهای گفتوگومحور و دسترسی آسانتر کاربران به سامانههای هوشمند، به یکی از فناوریهای تأثیرگذار بر زندگی روزمره تبدیل شده است. امروزه این ابزارها در تولید محتوا، پاسخگویی به پرسشها، ساخت تصویر، آموزش، پژوهش و فعالیتهای شغلی کاربرد دارند و بهتدریج جایگاه خود را در میان کاربران پیدا کردهاند.
بااینحال، گسترش استفاده از هوش مصنوعی در کنار فرصتهای تازه، پرسشهایی درباره اعتبار اطلاعات تولیدشده، حفظ حریم خصوصی، آینده مشاغل و تأثیر این فناوری بر توانایی تفکر مستقل انسان ایجاد کرده است.
در ایران نیز همزمان با افزایش توجه به این فناوری، تصویب «سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران» در خرداد ۱۴۰۳ در شورای عالی انقلاب فرهنگی، گامی برای سیاستگذاری و ساماندهی این حوزه بود. این سند با ترسیم چشماندازی بلندمدت، موضوعاتی مانند توسعه نیروی انسانی متخصص، تقویت زیرساختهای پردازشی و دادهای و گسترش کاربردهای صنعتی و خدماتی هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داده است.
در همین زمینه، مرکز افکارسنجی ملت در تیرماه امسال میزان آشنایی، استفاده، کاربردها و نگرانیهای مردم درباره هوش مصنوعی را بررسی کرده است؛ نتایج این نظرسنجی که بهتازگی از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده، تصویری از وضعیت استفاده ایرانیان از این فناوری و تفاوتهای موجود میان گروههای مختلف جامعه ارائه میدهد.
شکاف میان آشنایی و استفاده از هوش مصنوعی
بر اساس نتایج این نظرسنجی، ۴۱.۶ درصد پاسخگویان اعلام کردهاند که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند. از این میان، ۲۶.۹ درصد گاهی از این ابزارها بهره میبرند و ۱۴.۷ درصد نیز استفاده خود را عمده و مستمر توصیف کردهاند.
در مقابل، ۲۵ درصد پاسخگویان با وجود آشنایی با هوش مصنوعی از آن استفاده نمیکنند، ۲۳.۹ درصد اساساً با این فناوری آشنا نیستند و ۹.۴ درصد نیز تنها نام آن را شنیدهاند.
این ارقام نشان میدهد آشنایی با هوش مصنوعی الزاماً به استفاده عملی از آن منجر نشده است و بخش قابلتوجهی از جامعه همچنان از این ابزارها فاصله دارد.
زنان و تحصیلکردگان در صدر استفاده از هوش مصنوعی
مقایسه نتایج بر اساس جنسیت نشان میدهد ۴۵.۱ درصد زنان و ۳۸.۳ درصد مردان از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ آماری که از بالاتر بودن میزان استفاده گزارششده در میان زنان حکایت دارد.
سن نیز یکی از عوامل مرتبط با میزان آشنایی با این فناوری است. بر اساس یافتههای نظرسنجی، ۱۹.۵ درصد جوانان، ۳۷.۲ درصد میانسالان و ۶۰.۱ درصد سالمندان با ابزارهای هوش مصنوعی آشنایی ندارند. همچنین حدود یکچهارم جوانان اعلام کردهاند که عمدتاً از این ابزارها استفاده میکنند.
سطح تحصیلات نیز با میزان آشنایی و استفاده از هوش مصنوعی ارتباط معناداری دارد. میزان آشنایی با این فناوری در میان افراد دارای تحصیلات زیر دیپلم ۴۲.۸ درصد، دارندگان مدرک دیپلم ۶۸.۸ درصد و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی ۸۵ درصد گزارش شده است.
همچنین میزان استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در این سه گروه بهترتیب ۱۷.۶، ۴۰.۵ و ۶۲.۱ درصد است. این تفاوتها نشان میدهد برخورداری از تحصیلات بالاتر با آشنایی و بهرهگیری بیشتر از فناوریهای هوشمند همراه است.
فاصله شهر و روستا در بهرهگیری از فناوری هوشمند
محل سکونت نیز در میزان استفاده از هوش مصنوعی نقش دارد. بر اساس نتایج نظرسنجی، ۵۰.۸ درصد ساکنان مراکز استانها، ۴۲.۲ درصد ساکنان شهرهای تابعه و ۲۴.۲ درصد روستاییان از این فناوری استفاده میکنند.
همچنین ۴۷.۶ درصد روستاییان اعلام کردهاند که با ابزارهای هوش مصنوعی آشنایی ندارند؛ موضوعی که بر ضرورت توجه به آموزش و افزایش سواد دیجیتال در مناطق روستایی تأکید میکند.
در میان گروههای شغلی نیز شاغلان بخش خصوصی با ۵۹.۶ درصد، بیشترین میزان استفاده از این ابزارها را در میان گروههای مورد بررسی داشتهاند.
چتجیپیتی؛ انتخاب نخست کاربران ایرانی
در میان ابزارهای خارجی هوش مصنوعی، چتجیپیتی بیشترین سهم استفاده را به خود اختصاص داده است. بر اساس نتایج نظرسنجی، ۷۸.۶ درصد کاربران هوش مصنوعی اعلام کردهاند که بیشتر از این ابزار استفاده میکنند.
در بررسی وضعیت کل جامعه نیز ۵۸.۳ درصد پاسخگویان گفتهاند از هوش مصنوعی استفاده نمیکنند؛ درحالیکه ۳۲.۸ درصد عمدتاً از چتجیپیتی بهره میبرند و ۷.۹ درصد سایر ابزارهای هوش مصنوعی را به کار میگیرند.
این نتایج از سهم بالای چتجیپیتی در میان ابزارهای مورد استفاده ایرانیان حکایت دارد.
مهارتآموزی و اشتغال؛ مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی
مهارتآموزی با ۳۰.۵ درصد و فعالیتهای شغلی با ۲۸.۹ درصد، مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی در میان پاسخگویان اعلام شدهاند. مشاورههای پزشکی و حقوقی با ۲۰.۷ درصد و پژوهش و فعالیتهای علمی با ۱۹.۲ درصد نیز در رتبههای بعدی قرار دارند.
بااینحال، نوع استفاده از هوش مصنوعی در میان گروههای مختلف اجتماعی یکسان نیست. برای نمونه، ۲۱.۷ درصد زنان و ۸.۹ درصد مردان از این ابزارها برای مشاورههای پزشکی و حقوقی استفاده میکنند. همچنین سهم استفاده از هوش مصنوعی برای مشاوره شخصی و درد دل در میان زنان ۱۵.۲ درصد و در میان مردان ۷.۴ درصد گزارش شده است.
در مقابل، مردان بیشتر از زنان از هوش مصنوعی برای فعالیتهای شغلی استفاده میکنند؛ بهطوریکه این سهم در میان مردان ۲۸.۵ درصد و در میان زنان ۱۶.۷ درصد است.
تفاوتهای سنی نیز در نوع کاربرد این فناوری دیده میشود. استفاده از هوش مصنوعی برای مشاورههای پزشکی و حقوقی در میان میانسالان ۲۲ درصد و در میان جوانان ۹.۶ درصد گزارش شده است.
تحصیلات نیز بر نوع بهرهگیری از این ابزارها اثرگذار است. افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بیشتر از دارندگان مدرک دیپلم از هوش مصنوعی برای پژوهش و فعالیتهای علمی استفاده میکنند؛ بهطوریکه این میزان بهترتیب ۱۷.۳ و ۹.۳ درصد است.
همچنین سهم استفاده شغلی از هوش مصنوعی در میان افراد دارای تحصیلات دانشگاهی ۲۹.۷ درصد و در میان دارندگان مدرک دیپلم ۱۳.۵ درصد گزارش شده است.
درآمد و شغل چگونه بر کاربرد هوش مصنوعی اثر میگذارند؟
نتایج نظرسنجی نشان میدهد نوع استفاده از هوش مصنوعی با سطح درآمد نیز ارتباط دارد. افراد دارای درآمد ماهانه ۲۰ تا ۴۵ میلیون تومان، بیشتر از سایر گروههای درآمدی از این فناوری برای پژوهش و فعالیتهای علمی استفاده میکنند. در مقابل، افراد با درآمد بیش از ۴۵ میلیون تومان سهم بیشتری از استفاده شغلی از هوش مصنوعی دارند.
در میان گروههای شغلی، افراد خانهدار بیش از سایر گروههای مورد مقایسه از هوش مصنوعی برای مشاورههای پزشکی استفاده میکنند؛ بهطوریکه این سهم در میان آنها ۳۱ درصد و در گروه مقایسه ۸.۲ درصد است.
از سوی دیگر، شاغلان بخش آزاد بیشتر از این فناوری در فعالیتهای شغلی بهره میگیرند. سهم استفاده شغلی در این گروه ۳۶.۱ درصد و در گروه مقایسه ۶.۸ درصد گزارش شده است.
این تفاوتها نشان میدهد کاربران متناسب با شرایط شغلی، نیازهای روزمره و موقعیت اقتصادی خود، کاربردهای متفاوتی برای ابزارهای هوش مصنوعی در نظر میگیرند.
اعتماد ۷۰ درصد کاربران به پاسخهای هوش مصنوعی
با وجود نگرانیها درباره صحت و اعتبار اطلاعات تولیدشده بهوسیله هوش مصنوعی، بخش قابلتوجهی از کاربران به نتایج این فناوری اعتماد دارند.
بر اساس یافتههای نظرسنجی، ۷۰.۱ درصد کاربران اعتماد زیاد یا بسیار زیادی به پاسخها و نتایج هوش مصنوعی دارند. در مقابل، ۲۶.۱ درصد از کاربران اعتماد کمی به این ابزارها دارند و ۱.۶ درصد نیز اعتماد چندانی به پاسخهای آنها ندارند.
میزان اعتماد کاربران با نوع استفاده آنها نیز ارتباط دارد. افرادی که اعتماد کمتری به پاسخهای هوش مصنوعی دارند، بیشتر از این فناوری برای تولید فیلم و تصویر استفاده میکنند؛ بهطوریکه این سهم در میان آنها ۱۵.۸ درصد و در میان افراد دارای اعتماد بیشتر ۹.۴ درصد است.
در مقابل، استفاده از هوش مصنوعی برای فعالیتهای علمی در میان افرادی که اعتماد بیشتری به نتایج آن دارند، بالاتر است. سهم این کاربرد در گروه دارای اعتماد بیشتر ۱۶.۷ درصد و در گروه دارای اعتماد کمتر ۹.۸ درصد گزارش شده است.
بااینحال، اعتماد کاربران به پاسخهای هوش مصنوعی لزوماً به معنای صحت قطعی اطلاعات تولیدشده نیست و بررسی منابع و ارزیابی مستقل پاسخها همچنان اهمیت دارد.
تضعیف قدرت تفکر؛ مهمترین نگرانی ایرانیان
نگرانیهای مردم درباره گسترش هوش مصنوعی، ابعاد مختلفی دارد. از بین رفتن توانایی تفکر و مهارتهای انسانی با ۳۶.۱ درصد، مهمترین نگرانی مطرحشده در این زمینه است.
پس از آن، ارائه اطلاعات غلط و گمراهکننده با ۲۳.۱ درصد، جایگزین شدن هوش مصنوعی با نیروی انسانی در برخی مشاغل با ۱۷.۷ درصد و افشای اطلاعات شخصی با ۱۴.۹ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
بررسی تفاوتهای جنسیتی نشان میدهد ۳۱ درصد مردان و ۱۹.۵ درصد زنان نگران ارائه اطلاعات نادرست از سوی هوش مصنوعی هستند. در مقابل، نگرانی درباره افشای اطلاعات شخصی در میان زنان بیشتر است؛ بهطوریکه ۲۰.۱ درصد زنان و ۱۲.۳ درصد مردان این موضوع را از دغدغههای خود عنوان کردهاند.
این یافتهها نشان میدهد در کنار استقبال از قابلیتهای هوش مصنوعی، نگرانی درباره پیامدهای شناختی، اجتماعی و شغلی این فناوری نیز در میان کاربران وجود دارد.
ضرورت افزایش سواد هوش مصنوعی در جامعه
نتایج نظرسنجی مرکز افکارسنجی ملت، تصویری دوگانه از وضعیت هوش مصنوعی در ایران ارائه میدهد؛ از یک سو، این فناوری به ابزاری برای مهارتآموزی، فعالیتهای شغلی، مشاوره و پژوهش تبدیل شده و بخش قابلتوجهی از کاربران به نتایج آن اعتماد دارند؛ از سوی دیگر، هنوز بیش از نیمی از پاسخگویان از این ابزارها استفاده نمیکنند و تفاوتهای قابلتوجهی در میزان آشنایی و بهرهگیری از آنها بر اساس سن، تحصیلات و محل سکونت دیده میشود.
در چنین شرایطی، گسترش دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی بهتنهایی برای بهرهمندی مؤثر از ظرفیتهای این فناوری کافی نیست. افزایش سواد دیجیتال، آموزش شیوه استفاده مسئولانه، توانایی تشخیص اطلاعات نادرست و آگاهی از مخاطرات افشای دادههای شخصی، از جمله ضرورتهای استفاده ایمن و اثربخش از این ابزارهاست.
همچنین استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، پژوهش و فعالیتهای شغلی زمانی میتواند به ارتقای بهرهوری منجر شود که در کنار آن، تفکر انتقادی، مهارتهای انسانی و توانایی تصمیمگیری مستقل حفظ شود.
بر این اساس، یافتههای نظرسنجی نشان میدهد آینده بهرهگیری از هوش مصنوعی در ایران تنها به توسعه فناوری و افزایش شمار کاربران وابسته نیست؛ بلکه به توانایی جامعه در استفاده آگاهانه، سنجیده و مسئولانه از این ابزارها نیز بستگی دارد.
