مروری بر سریال‌های رمضانی؛

از «ساهره» رازآلود تا هتل عجیب/ کمدی سعید آقاخانی «اسباب زحمت» شد!

  • ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۹:۲۱
از «ساهره» رازآلود تا هتل عجیب/ کمدی سعید آقاخانی «اسباب زحمت» شد!
تریبون ملی:«اسباب زحمت»، «ساهره»، «بهار شیراز» و «هتل بسیار بسیار عجیب» سریال های تلویزیون برای ایام ماه مبارک رمضان هستند.

به گزارش پایگاه خبری تریبون ملی،ماه رمضان و نسبتش با تلویزیون برای بسیاری با سریال‌های خاطره انگیزش تداعی می‌شود. از زمانی که کمدی ها در ماه رمضان به عنوان بهار قرآن جان گرفت و کمدی سازی روال شد، برخی از جذاب ترین سریال های طنز به عنوان آثار مناسبتی ایام رمضان پخش شد. رضا عطاران چهره شاخص کمدی های رمضانی بود و هنوز هم مخاطب دوست دارد برخی سکانس های سریال های او را در این ماه مرور کند. گونه دیگری که در این ایام شکل گرفت سریال های ماورایی تلویزیون در دهه ۸۰ بود که موضوعات و دغدغه هایی اخلاقی را هم به تناسب این ایام مطرح می کرد.

حالا چند سالی است تلویزیون از سریال های ماورایی فاصله گرفته یا آثار تولید شده با سریال های ماورایی دوره طلایی تلویزیون تفاوت اساسی دارد. با این حال امسال تلویزیون چند سریال اصلی برای این ایام در نظر گرفته که یکی کمدی و یکی فضایی نزدیک به آثار ماورایی دارد، بعد از چندین سال تلویزیون سریالی هم برای بچه ها دارد که در این گزارش مروری روی آنها داریم.

«اسباب زحمت»؛ کمدی از جنس آثار سعید آقاخانی

نام سعید آقاخانی این سال ها با کمدی های نوروزی اش در فصل های متعدد «نون.خ» گره خورده است. همانقدر که تنابنده با «پایتخت» توانست شخصیت آفرینی مخصوص خود و جهان بومی جذابی را برای مخاطب بسازد سعید آقاخانی هم تلاش کرد جهان جدیدی را با خلق شخصیت های باورپذیر، بامزه و واقعی در فضایی بومی مربوط به کردها به مخاطب ارائه کند. او ۲ سال پیش فصل پنجم «نون.خ» را به تلویزیون آورد و حالا نوروز امسال با یک سریال جدید به قاب سیما می آید.

سریال «اسباب زحمت» کمدی جدیدی از سعید آقاخانی است که چند ماه پیش تصویربرداری و تولید آن به پایان رسید. سریالی که حال و هوای کمدی دارد و قصه هایش به روز است.

در این سریال سعید آقاخانی علاوه بر کارگردانی، بازی هم می کند و جمعی از بازیگران شاخص سینما و تلویزیون که دیگر کمتر در تلویزیون حضور دارند در آن دیده می شوند.

حسن معجونی، عباس جمشیدی فر و هومن حاجی عبداللهی، از نقش های ثابت سریال هستند. حسن معجونی اخیرا با سریال «شیش ماهه» مهران مدیری دیده شد با این حال او این ۲ سریال را بعد از ۱۰ سال در تلویزیون داشته است و آخرین سریالش به سال ۹۴ بازمی گردد. هومن حاجی عبداللهی نیز آخرین بار نوروز امسال با سریال «پایتخت» در مجموعه های نمایشی حضور یافت و عباس جمشیدی فر نیز چند سالی است که در این مدیوم فعالیت نداشته است.

سریال «اسباب زحمت» از این حیث کستی حرفه ای را گردآوری کرده است به ویژه که این بازیگران در سال های اخیر بیشتر در سریال های شبکه نمایش خانگی حضور داشته اند و این سال ها با وجود شبکه نمایش خانگی اولویت خیلی از بازیگران این مدیوم بوده تا تلویزیون. در هر حال باید دید غیر از بازیگران، فیلمنامه و قصه کار تا چه حد می تواند برای مخاطب امروز جذاب باشد.

این سریال در ایام ماه مبارک رمضان هر شب ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش می شود.

«ساهره»؛ ماورایی ها جان می گیرند؟

سریال «ساهره» به کارگردانی حمیدرضا لوافی ساخته شده است. این اولین سریال لوافی نیست و پیش از این آثار دیگری را هم در تلویزیون ساخته است که از آخرین موارد آن می توان به کار پلیسی معمایی «شهباز» اشاره کرد.

«ساهره» در گروه تولیدات اجتماعی سیمافیلم ساخته شده است اما در توضیح آن در خبرهای رسمی سریال بر مجموعه ای «معنوی با روایتی رازآلود» تاکید شده است. هنوز مشخص نیست این مجموعه چقدر به فضای ماورایی سریال هایی از این جنس نزدیک است با این حال با توجه به خلاصه داستان و ساختار قصه از این فضا دور هم نیست.

امین زندگانی که چندی پیش نیز به عنوان داور در جشنواره فیلم فجر فعالیت داشت در این سریال به عنوان نقش اول حضور دارد. حضور زندگانی در جشنواره هم با بازخوردهای متفاوتی همراه بود تا جایی که بابک خواجه پاشا برای حضورش در این شرایط در هیئت داوری به وی دستمریزاد گفت.

در خلاصه داستان «ساهره» آمده است: «ساهره داستان احسان، بازرگان موفق ۴۰ ساله‌ای را روایت می‌کند که پس از درگذشت همسرش، با تماسی عجیب از دختری دانشجوی پزشکی به نام عطیه روبه‌رو می‌شود. عطیه مدعی است در زمانی دیگر زندگی می‌کند و از مرگ قریب‌الوقوع احسان خبر دارد. این مواجهه رازآلود، احسان را وارد مسیری تازه می‌کند؛ مسیری برای شناخت خویشتن، جبران خطاهای گذشته و بازگشت به ارزش‌هایی که سال‌ها از آن فاصله گرفته است.»

روایت این قصه بیشتر فضایی معنوی دارد و با مرگ و زندگی پیوند خورده است و از جنس حضور شیطان و فرشته در آثار ماورایی نیست.

سریال «ساهره» در ۳۰ قسمت تولید شده است و در شب های قدر نیز پخش می شود.

این مجموعه قرار است در ماه مبارک رمضان امسال هر شب بعد از اذان از شبکه سه سیما روی آنتن برود.

«بهار شیراز»، طنازی شیرازی

سریال «بهار شیراز» حدود یک ماه است که از شبکه دو سیما پخش می شود و به دلیل طولانی بودن قسمت ها پخش آن در ماه مبارک رمضان نیز ادامه دارد.

این سریال به کارگردانی حسن وارسته ساخته شده است که او را بیشتر در مقام فیلمنامه نویس شناخته ایم. وارسته نگارش فیلمنامه سریال های پربیننده ای را بر عهده داشته است که از آن جمله می توان به فصل هایی از «پایتخت» و همچنین مجموعه چند فصلی «بچه مهندس» اشاره کرد. او بیشتر کمدی نوشته است و «دیوار به دیوار» و «علی البدل» از دیگر سریال های اوست. با این حال «بهار شیراز» اولین سریالش به عنوان کارگردان است.

«بهار شیراز» داستان یک خانواده شیرازی است و نوعی فانتزی و طنازی بر فضای سریال حاکم است.

این مجموعه اگرچه سراغ سلبریتی ها نرفته اما در انتخاب بازیگر دست به یک کلیشه زدایی زده و از بازیگرانی مثل قربان نجفی و سودابه بیضایی که همیشه حضوری جدی در تصویر داشته اند در نقش های شبه کمدی استفاده کرده است.

هتل بسیار بسیار عجیب

در میان مجموعه های جدید یک سریال تازه هم قرار است بعد از مدت ها کنداکتور آثار تولیدی کودک و نوجوان را احیا کند.

فصل نخست سریال اپیزودیکِ رئال‌نمایشی «هتل بسیار بسیار عجیب» به کارگردانی سامان غنائمی و تهیه‌کنندگی حامد یامین‌پور با آغاز ماه مبارک رمضان از شنبه ۲ اسفند روانه آنتن شبکه نهال می‌شود.

بدین ترتیب این اثر که در ژانر معمایی- ماجراجویی و در ١۵ قسمت برای کودکان ساخته شده است، شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۶ از شبکه نهال پخش می‌شود و تکرار آن ساعت ۲۰ همان روز خواهد بود.

دکور این سریال رنگ و لعابی جذاب دارد و رایان سرلک از جمله کاراکترهای حاضر در هتل عجیب قصه است.

بازپخش سریال های طنز در تماشا و آی فیلم

همچنین سریال «شیش ماهه» مهران مدیری از شبکه تماشا، سریال های «امام علی (ع)» به کارگردانی داوود میرباقری، «پایتخت ۷» به کارگردانی سیروس مقدم و «متهم گریخت» به کارگردانی رضا عطاران از شبکه آی فیلم از دیگر مجموعه های ماه مبارک رمضان است.

لینک کوتاه : https://tribunemelli.ir/?p=14439

ثبت دیدگاه

  1. معرفی کتاب تازه منتشر شده “سراپرده خورشید” اثر زنده یاد استاد اسماعیل صفریان (نافذ همدانی)
    به نام خداوند عشق و زیبایی

    خدمت شما فرهیخته شریف و شایسته سرزمینم، سلام و عرض ادب دارم و بسیار خوشحالم که در زمانه و زمینی نفس می‌کشم و قدم برمی‌دارم که شما نیز در اوج و باافتخار حضور دارید و زندگی می‌کنید.
    ضمن سپاس بیکران از شما عزیز بزرگوار و تلاش فرهنگی و ادبی‌تان در وادی والای قلم، اینجانب حمیدرضا نظری، با کسب اجازه از جنابعالی، کتاب شعر تازه منتشرشده “سراپرده خورشید” اثر مرحوم استاد اسماعیل صفریان متخلص به “نافذ همدانی” از یاران نزدیک بزرگان وادی شعر و ادب؛ استاد مهرداد اوستا، استاد مشفق کاشانی، استاد کیوان سمیعی، استاد قدسی خراسانی و… جهت معرفی در آن سایت وزین، به شما عزیز مهربانِ اهل‌قلم و دل، تقدیم می‌کنم.
    خواهش و امید بنده کوچک این است که معرفی این کتاب و نیز شاعر آن “نافذ همدانی” به‌گونه‌ای انجام شود که درخور نام ایشان باشد و…
    پیشاپیش به خاطر لطف و بزرگواری شما و دیگر یاران فهیم و شریف تان در آن سایت فرهنگی- ادبی، بسیار سپاسگزارم و برایتان شادی، سلامتی و سرافرازی آرزومندم.

    حمیدرضا نظری

    سخنی کوتاه درباره کتاب تازه منتشرشده”سراپرده خورشید”
    اثر زنده‌یاد استاد اسماعیل صفریان، متخلص به نافذ همدانی

    (نافذ همدانی؛ شاعری که عشق و اندیشه را به زبان کلاسیک پیوند زد؛ کسی که جهان را حیرت‌انگیز می‌دید و حقیقت را فراتر از پندار آدمی می‌جست…)
    کتاب تازه منتشرشده «سراپرده خورشید» از مجموعه اشعار زنده‌یاد استاد اسماعیل صفریان، متخلص به«نافذ همدانی» شامل برگزیده ای از غزل ها، مثنوی‌ها، رباعی ها و قطعاتی است که در دوران حیات او سروده شده وحاصل سال ها ذوق، تأمل و زیست شاعرانه این شخصیت ادبی است.
    اسماعیل صفریان از چهره های برجسته شعربود و به واسطه زبان فاخر، تصویرسازی های بدیع و معناپردازی های عرفانی اش جایگاهی ویژه در میان شاعران هم روزگار خود داشت. آثار او اغلب با مضامین عشق الهی، پاکی روح، وطن دوستی و ستایش حقیقت همراه اند؛ مضامینی که در کتاب «سراپرده خورشید» نیز با شور و صلابت خاص نافذ تجلی یافته اند.
    در این مجموعه، انتخاب اشعار با توجه به تنوع دوره های فکری و زبانی شاعر صورت گرفته است و خواننده می تواند سیر تحول اندیشه و احساس او را از غزل های پرشور جوانی تا اشارات پخته و فلسفی سال های واپسین عمرش دنبال کند. زبان نافذ، آمیزه ای از سادگی و عمق است؛ واژگانش زلال، اما سرشار از معناهای چندلایه که مخاطب را به خوانش دوباره فرا می خوانند. نافذ همدانی؛ شاعری که عشق و اندیشه را به زبان کلاسیک پیوند زد؛ کسی که جهان را حیرت‌انگیز می‌دید و حقیقت را فراتر از پندار آدمی می‌جست…
    انتشار «سراپرده خورشید» افزون بر ارزش ادبی، یادآور جایگاه نافذ همدانی در شعر معاصر ایران است؛ شاعری که با عشق به حقیقت و زیبایی، عمر خود را وقف سخن گفتن از روشنایی کرد. این کتاب نه تنها ادای دینی به میراث فکری اوست، بلکه فرصتی برای بازشناخت صدایی است که گرچه خاموش شده، اما در جان شعر فارسی همچنان طنین انداز است.
    اسماعیل صفریان در سال 1314 در شهر همدان زاده شد و در شهریور 1372 در تهران چشم از جهان فروبست و در کنار بزرگانی چون مهرداد اوستا، مجتبی مینوی، کیوان سمیعی و محمدحسین مشایخ فریدنی به خاک سپرده و جاودان شد.
    او شاعری بود که حضورش در شعر معاصر، آرام و بی‌هیاهو اما عمیق و اثرگذار بود؛ شاعری که زندگی و شعرش هر دو برمدار اندیشه، تأمل و صداقت می‌چرخید.
    نافذ در نوجوانی راهی تهران شد و در بازار در حرفه فرش‌فروشی به فعالیت پرداخت. آشنایی عمیق او با فرش ایرانی، که از دلِ علاقه و ذوق هنری‌اش برمی‌آمد، باعث شد بارها از سوی موزه فرش ایران مورد مشورت قرار گیرد. بااین‌همه، دل‌مشغولی اصلی او از همان آغاز، ادبیات و شعر فارسی بود. او با جدیت به مطالعه آثار فاخر ادب ایران‌زمین پرداخت و به‌طور پیوسته در انجمن‌های ادبی حضور یافت.
    از دوستان و هم‌نشینان ادبی استاد فقید اسماعیل صفریان می‌توان به نام‌آوران وادی شعر و ادب؛ مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، محمد گلبن، جواد آذر، نصرت‌الله نوح، کیوان سمیعی، سادات ناصری، محمدرضا حکیمی، قدسی خراسانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و بسیاری دیگر از شاعران و اندیشمندان معاصر اشاره کرد.
    باآنکه نافذ در اندیشه، مستقل بود، با دوستانی از طیف‌های فکری گوناگون و گاه متضاد ارتباطی عمیق و پایدار داشت؛ پیوندی که نقطه اتکای آن، عشق مشترک به شعر و ادب پرمایه فارسی بود. او در قالب‌های کلاسیک شعر فارسی ازجمله غزل، قصیده، مثنوی، چهارپاره و رباعی طبع‌آزمایی کرد.
    محتوای شعر استاد اسماعیل صفریان را می‌توان در دو محور اصلی خلاصه کرد:
    نخست بیان احساسات و درونیات شاعر در مواجهه با جهان هستی که بیش از همه در غزلیات او جلوه‌گر است؛ و دوم نگاه انتقادی و هشیارانه به شرایط اجتماعی و اوضاع روزگار که در مثنوی‌ها و برخی غزل‌هایش نمود یافته است. در نگاه شاعرانه او جهان هستی سراسر حیرت است و حقیقت، همواره دورتر و دست‌نیافتنی‌تر از پندارها و باورهای ما قرار دارد؛ آن جا که می‌گوید:”عقل دوراندیش را راهی بدین درگاه نیست”
    از دید نافذ، عشق پدیده ای منحصر به فرد است که زندگی را معنا می بخشد.
    این مقدمه را با دو بیت پایانی از شعر “سوز و گداز” که در آن عشق را حادثه ای یگانه و تکرار ناپذیر توصیف کرده است به پایان می بریم:
    دود شد شمعی به خود پیچید و رفت ماند از پروانه‌ای خاکستری
    کی شود زان دود و خاکستر پدید خلوت سوزوگداز دیگری

    سراپرده خورشید

    برخیز قفس بشکن و آهنگ سفر کن
    سیری به هوای دل آفاق سیر کن
    در کوی شب ای شبنم جان جلوه گهی نیست
    صبحی به سراپرده خورشید سفر کن
    چون نکهت جان‌بخش گل از پرده برون آی
    همپای صبا دست در آغوش سحر کن
    بگشای پر همت و در پهنه پرواز
    پایان نظر نقطه پرواز دگر کن
    غیر از تو کران تا به کران سد رهی نیست
    بگذار به ره گامی و از خویش گذر کن
    گرداب عدم ساحل درماندگی تست
    چون موج به دریای طلب سینه سپر کن
    آئینه هستی دل صاحب‌نظران است
    دل را به صفا پرده گلریز نظر کن
    چون چشمه جوشان به رگ جوی روان شو
    وز بستر مرداب گران‌خواب حذر کن
    تا گوهر جان آب صفایی نپذیرد
    سیراب دل از چشمه خوناب جگر کن
    گیرم که ز پی شام جهان را سحری نیست
    روشن به چراغی دل خود را چو گهر کن
    “نافذ” به ره عشق ادب ورز و در این کار
    دل درگرو کلک دل‌آویز هنر کن

    سوز و گداز
    بارها شب تا سحرگاهان زدم
    واپسین گام نفس در کوی مرگ
    تا مگر ریزم دریغی را به‌پای
    از نهال زندگانی شاخ و برگ
    ***
    آرزو را وقت بدرودن چه بود
    آن‌همه بذری که از امید کاشت
    کشت عمری لحظه‌لحظه خویش را
    تا کدامین کشته را بر جا گذاشت
    ***
    لحظه‌ها را حجله بند عمر گشت
    روزها و سال‌ها آئینه دار
    زان همه آمد شدن نقشی نبست
    کلک طراح گذشت روزگار
    ***
    مزرعه بند زمان را تخم مرگ
    در زمین جلوه‌ها چون زادن است
    تا برآید سبزه‌ای از زیرخاک
    دانه‌ای در حالت جان دادن است
    ***
    مرگ آن دانه سبب آمد که باز
    سبزه‌ای دیگر نماید خویش را
    تا چه خواهد زین همه غیب و حضور
    آنکه زاید نفس مرگ‌اندیش را
    ***
    کس ندانست و نداند در جهان
    این‌همه زادن برای مرگ چیست
    چون بهاران را خزانی در پی است
    شاخه‌ها را خرمی از برگ چیست
    ***
    مرگ اگر جفت حیاتستی کجا
    مرده شمعی روشنی از سر گرفت
    وز دیار شب به بال شعله زا
    تا دم‌صبح نخستین پر گرفت
    ***
    شعله‌ای از جان شمعی سر کشید
    آتشی در خرمن پروانه زد
    کس چه داند این دو قرعه فال را
    تا کدامین آگه دیوانه زد
    ***
    دود شد شمعی به خود پیچید و رفت
    ماند از پروانه‌ای خاکستری
    کی شود زان دود و خاکستر پدید
    خلوت سوزوگداز دیگری