به گزارش پایگاه خبری تریبون ملی،العهد در مطلبی با عنوان «ترامپ؛ از حماسه تا تراژدی» به محاسبات اشتباه آمریکا در قبال ایران پرداخته و آورده است: جنگ ۱۲ روزه اول با آتشبس شکنندهای پایان یافت، اما نقشههای طرفهای آمریکایی و اسرائیلی به پایان نرسید. کار ناتمام در مرحله جدید با حذف رهبری، فرماندهان، مقامات ارشد سیاسی و نظامی، دانشمندان هستهای و زیرساختهای ایران از سر گرفته شد. با این حال، نتیجه همچنان یکسان بود؛ شکست در نابود کردن نظام سیاسی ایران و وادار کردن ایرانیان به تسلیم. البته نتیجه جنگ جدید، محاسبات اشتباه آمریکاییها و اسرائیلیها را در تفسیرشان از چشمانداز سیاسی و اجتماعی ایران آشکار کرد.
این رسانه نوشت: این چشمانداز، ماهیت واقعی خود را بیش از هر زمان دیگری در طول جنگ آشکار کرد و ابعاد جدیدی از محاسبات اشتباه طرف مقابل را نیز هویدا ساخت. در این زمینه و در نتیجه جنگ تحمیلی به ایران، افزایش بیسابقهای در تعداد افرادی که به صفوف هواداران میپیوندند، مشاهده شد. تجمعات گسترده و مداوم شبانه مردم، چه در طول جنگ اخیر و چه در طول دوره آتشبس، گواه روشنی بر این ادعا است.
در حالی که ادعاهای ترامپ و نتانیاهو مبنی بر حمایت از مردم ایران، به ویژه در دو ماه گذشته، به تمسخر تلخی برای مردم ایران تبدیل شده است، ترامپ همچنان ادعا میکند که در ایران طرفدارانی دارد و البته در مورد هویت این افراد سکوت میکند، همانطور که ترجیح میدهد در مورد حمله به مدرسه میناب که منجر به شهادت ۱۵۶ دانشآموز و معلم شد، و همچنین حمله به بیمارستانها، دانشگاهها، مراکز علمی و تحقیقاتی، منازل مسکونی و املاک خصوصی و در نهایت، زیرساختهای ملی ایران سکوت کند.
اثبات منطق رهبرن ایران در تقویت قابلیتهای نظامی برای دفاع از کشور
این رسانه لبنانی افزود: حقیقت این است که ترامپ و نتانیاهو، صرف نظر از وارد کردن تلفات و خسارات به ایران، ناخواسته خدمات قابل توجهی را برای ایران فراهم کردند که تحقق آنها بدون تحولات اخیر امکانپذیر نبود؛
اول اینکه با حمله به ایران، هم آمریکا و هم اسرائیل عملاً و بهطور تجربی اعتبار منطق و گفتههای رهبران ایران را در ۴۷ سال گذشته در مورد خصومتشان با واشنگتن و تلآویو ثابت کردند. این روزها، در دوران پس از جنگ، به ندرت میتوان ایرانی را، به ویژه در داخل ایران، یافت که خشم، کینه و میل به انتقام نسبت به ترامپ و نتانیاهو را بروز ندهد.
دوم، این امر بر دقت راهبرد جمهوری اسلامی برای قویتر شدن در دفاع از کشور تاکید میکند. امروزه، اکثر ایرانیان دوراندیشی رهبران خود را در تقویت قابلیتهای نظامی، به ویژه در زمینه موشکها و پهپادها، تحسین میکنند.
سوم، این امر دلیل دقیق اصرار ایران بر داشتن فناوری صلحآمیز هستهای را برجسته میکند. مردم ایران، با مقایسه دوران پس از جنگ با دوران قبل از جنگ، بیش از هر زمان دیگری میفهمند که چرا ترامپ و نتانیاهو تا این حد مصمم به تعطیلی تاسیسات و علوم هستهای خود هستند و به همان اندازه مصمم به محافظت از آنها هستند، به ویژه از آنجایی که دانشمندان و مراکز هستهای ایران اهداف اصلی حمله بودهاند.
چهارم، این واقعیت را آشکار میکند که ایرانیان هرگونه تجاوز به سرزمین و حاکمیت ملی خود را یک جنگ موجودیتی میدانند و بهراحتی، اما با نهایت جدیت، استراتژیهای خود را از دفاع به حمله تغییر میدهند.
پنجم، میتوان انتظار داشت که ایران پس از جنگ مانند قبل نباشد و به همین ترتیب، آمریکا و اسرائیل نیز، علیرغم ادعاهایشان مبنی بر داشتن قویترین ارتشها، مانند گذشته باقی نخواهند ماند.
ششم، تجربه نشان داده است، مانند «طوفان الاقصی»، که اعتبار اسرائیل میتواند آسیب ببیند و آمریکا و اسرائیل باید در آینده با احتیاط بیشتری عمل کنند.
هفتم، در مورد روابط ایران با کشورهای منطقه، مشخص شده است که امنیت تحمیل شده از خارج از منطقه نمیتواند جایگزین موثری برای امنیت داخلی باشد.
و در نهایت اینکه ترامپ به ایدهها، اطلاعات و ادعاهای نتانیاهو کاملاً اعتماد کرد و با تمرکز بر سه موضوع هستهای، موشکی و منطقهای بر اساس این برداشتها وارد جنگ با ایران شد. با این حال، ادعاهای او در مورد از بین بردن قابلیتهای ایران، اختلافات داخلی و حمایت مردم ایران از او، پس از جنگ مردود است.
العهد در پایان نوشت: اگر قابلیتهای ایران از بین رفته است، چرا تنگه هرمز بسته مانده است؟ و اگر قابلیتهای موشکی تضعیف شده است، چرا ترس از آنها همچنان ادامه دارد؟ اگر برنامه هستهای نابود شده است، چرا بر غنیسازی صفر اصرار دارید؟ و اگر ایران ضعیف است، چرا با آن مذاکره میکنید و همزمان محاصره را اعمال میکنید؟
آیا هدف از محاصره دریایی علیه ایران چیزی غیر از تلاش برای بسیج جهان علیه آن است تا از بحرانی که به عنوان یک حماسه برای ترامپ آغاز شد، اما اکنون به یک تراژدی نزدیکتر به نظر میرسد، فرار کند؟
