به گزارش پایگاه خبری تریبون ملی،داود عامری در نشست «غرب آسیا در مسیر تحول به نظم جدید» که با همکاری ایرنا و مجمع جهانی صلح اسلامی و با حضور محمدرضا باقری معاون پیشین عربی و آفریقایی وزارت امورخارجه، محمد فرازمند سفیر پیشین ایران در ترکیه، حمیدرضا دهقانی پوده سفیر پیشین ایران در قطر برگزار شد، گفت: در دو جلسه گذشته، ابعاد مختلف جنگ تحمیلی و روایتهای پیروزی آن را مورد واکاوی قرار دادیم و هدف از نشست امروز، فراتر رفتن از تحلیلهای گذشته و تمرکز بر آیندهنگری است.
وی افزود: اگر ما در جلسات کارشناسی بهجای تعمق، تفکر و افقگشایی برای تصمیمات آینده، به حواشی بپردازیم، عملاً به نتیجه نخواهیم رسید. یکی از دلایل عقبماندگی کشور در اتخاذ «تصمیمات بههنگام»، فقدان تحلیلهای کارشناسانه و کاوشهای عمیق در زمان مناسب است. لذا، بهعنوان شاگرد دکتر دهقانی، ناچارم عرض کنم که برخی از مبانی تحلیلی وی مبتنی بر اطلاعات دقیق نیست.
عامری اظهار داشت: برای نمونه، در خصوص قطعنامه ۵۹۸؛ وی به موضوعی اشاره کردند که نیازمند دقت بیشتری است. ما پذیرش قطعنامه را به تعبیر مقام معظم رهبری، تصمیمی عاقلانه و خردمندانه میدانیم و بر آن تأکید داریم. اما باید به این نکته تاریخی توجه داشت که در زمان صدور قطعنامه، بخش عمدهای از خاک ما در اشغال عراق بود و طرف مقابل حاضر به عقبنشینی نبود. حتی پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران، ما با دو عملیات بزرگ و تهدیدهای جدی دشمن مواجه شدیم. بعد از پذیرش همچنان تهدیدها وجود داشت، سختترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس، دقیقاً در همین دوران پس از پذیرش قطعنامه رخ داد؛ واقعه «تنگه ابوقریب» و نبرد گردان عمار لشکر ۲۷، نمونه بارز این واقعیت است. دشمن پشیمان نشده بود و ما همواره با تهاجمات نظامی و گروههای معارض مواجه بودیم.
دبیر کل مجمع جهانی صلح اسلامی افزود: من نیز در همان روزهای ابتدایی جنگ اخیر، با طرح بحث «پایانبندی عزتمندانه جنگ»، تأکید کردم که اکنون زمانِ داشتن ابتکار عمل است تا اجازه ندهیم حریف ابتکار را به دست بگیرد. اما آیا در آن مقطع حریف حاضر به پذیرش بود؟ همان زمان رئیسجمهور آمریکا از نابودی تمدن و ملت ما سخن میگفت. امروز که آمریکاییها پای میز مذاکره نشستهاند، پرسش اینجاست که چرا این تغییر رخ داده است؟
عامری ادامه داد: من در کتابی که ۲۰ روز آینده تحت عنوان «جنگ تحمیلی سوم» رونمایی خواهد شد، بهطور مفصل به این موضوع پرداختهام. ما در چهار سطح از قدرت توانستیم آمریکاییها را پس بزنیم و در این چهار سطح، شاهد افول آنها و ارتقای قدرت خود بودیم. اگر شجاعت و ابتکار نیروهای مسلح نبود، آیا امروز شاهد این «بعثت» و حس افتخار در جامعه بودیم؟»حس افتخار مردمی امروز در جامعه است.
وی تصریح کرد: «اگر ما در ۱۰ روز اول جنگ، این تصویرِ پیروزی را نمیساختیم، آیا باز هم سرنوشت جنگ و سرنوشت حضور مردم همین بود؟ روشن است که هر پدیدهای معادلات خاص خود را دارد. اگر نیروهای مسلح ما در دوران صلح، بدون توجه به محدودیتهای اعتباری و مالی دولت، آن توان موشکی و پهپادی را ایجاد نمیکردند، امروز ما صاحب چنین خلاقیت و برتری راهبردی نمیبودیم.
رویکردِ ایران در منطقه، روشن است، سعادت برای همه، صلحِ عادلانه، امنیتِ مشترک، توسعه و بهرهمندی عادلانه، همکاریهای مستمر، احترام متقابل، حفظ کریدورهای امنیتی، و تمدنسازی در این حوزه تمدنی. این، رویکردِ کلانِ جمهوری اسلامی
وی گفت: به خاطر داشته باشیم که وزیر امور خارجه پیشین گفته بود که آمریکاییها با یک کلید(دکمه) میتوانند این کشور را از صحنه روزگار محو کنند. این همان تصویر ذهنی بود که در داخل کشور وجود داشت. اما امروز چرا جهان میگوید که باید دکترینهای نظامی خود را تغییر دهد؟ این به دلیل جنگیدن ایرانی هاست.
عامری افزود: بر اساس ارزیابی حدود ۶۰ کارشناس و استراتژیست نظامی در جهان معتقدند، جمهوری اسلامی توانسته دکترینهای نظامی دنیا را تغییر دهد. پرسش مهم این است که این تغییر از کجا آمده و چه عاملی موجب شکلگیری آن شده است؟
وی تصریح کرد: یکی از مؤلفههای اصلی پیروزی ما در این جنگ، پیروزی در عرصه روایت بود. این موفقیت تا حد زیادی مدیون رسانههای داخلی، کارشناسان داخلی، و البته افزایش قدرت ایران و شکلگیری رویکردهای مثبت نسبت به ایران در افکار عمومی جهان است. دنیا همواره به سمت قدرت و پیروزی متمایل میشود؛ همانطور که در ضربالمثل ایرانی گفته میشود: «پهلوان زنده را همه دوست دارند.»
امروز در جنگ روایتها، دستکم در مقطع فعلی، موفق عمل کردهایم
عامری افزود: اگر امروز ما ملتی شکستخورده بودیم، قطعاً این میزان توجه و همراهی را شاهد نبودیم. من این را با اطلاع عرض میکنم؛ گرچه ما نقدهای جدی به رسانه ملی، رسانههای مکتوب و خبرگزاریهای خود داریم، اما در عین حال نمیتوان توانمندی، اثرگذاری و نقش آنها را نادیده گرفت.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی تاکید کرد: امروز ما در جنگ روایتها، دستکم در مقطع فعلی، موفق عمل کردهایم. البته این وضعیت سیال است و ممکن است فردا ورق برگردد؛ اما اکنون، در جهان عرب و در بسیاری از مناطق دیگر، روایت ما توانسته جایگاه پیدا کند. وقتی میگویند ایران به برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله کرده، اما نخبگان آن کشورها علیه ایران موضع نگرفتهاند، این یعنی ما توانستهایم مشروعیت جنگ و روایت خود را بهدرستی منتقل کنیم.
عامری افزود: رسانههای ما نیز در همین چارچوب عمل کردهاند. همین رسانهای که امروز در آن نشستهایم، در شرایطی وارد کار شد که حتی فضای معمول و امن لازم برای فعالیت را در اختیار نداشت، اما در زمان بحران، کار خود را بهخوبی انجام داد و توانست بخشی از بار جنگ روایتها را بر دوش بگیرد و موفق هم باشد.
وی تصریح کرد: بنابراین، باید حواسمان جمع باشد، اگر بخواهیم بایستیم، نمیتوانیم بر پای لَنگ تکیه کنیم. باید بر پای سالم و قوی خود بایستیم. وقتی میخواهیم «یا علی» بگوییم و برخیزیم، باید به آن بخشی تکیه کنیم که توان ایستادن و بلند کردن ما را دارد، نه به نقطه ضعفمان.»
امروز باید نقاط قوت کشور را درک و تقویت کنیم
عامری تاکید کرد: «امروز باید نقاط قوت کشور را نه تنها درک، بلکه تقویت کنیم. قطعاً باید از اشتباهات گذشته درس گرفت تا گامهای بعدی را استوارتر برداشت، اما فراموش نکنیم، حفظِ پیروزی، بسی دشوارتر و مهمتر از کسبِ آن است و این امر مستلزم طراحی یک «مسیر تحول» برای آینده است.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی ادامه داد: امامِ شهیدِ ما، حتی در سختترین دورانِ تهدید نیز راهبردِ ما را روشن کرده بودند. ایشان در اجلاس علمای آزاده جهان در تهران، پیام نو، شفاف و بنیادینِ ایران برای سایر ملل را در سه واژه خلاصه کردند، «صلح، سعادت و عدالت». ایشان سعادت را نه فقط برای خود، که برای تمام بشریت خواستند و در مقوله صلح نیز بر «صلحِ عادلانه» پای فشردند؛ همانگونه که در زمان دفاع مقدس فرمودند: «وقتی خاک من در اشغال دشمن است، سر میز مذاکره نمینشینم.»
عامری افزود: امروز اگر آمریکاییها به پای میز مذاکره آمدهاند و حاضر به امتیازدهی هستند، نه به دلیل تغییر ماهیت آنها، بلکه به واسطه «اقتدار، تابآوری و مقاومتِ ما در میدان» است. پیش از این نیز ما برای راضی کردن آنها تلاش کردیم، اما آنها به جای مذاکره، به ما حمله کردند؛ چرا که در آن مقطع، جنگ را برای خود سودآورتر میدیدند و در پی تجزیه و نابودی این ملت بودند.
وی گفت: باید میان «روایتِ شکستِ آمریکا» و «روایتِ پیروزیِ ما» تفکیک قائل شویم و هر دو را تبیین کنیم. در این میان، رهنمودهای مقام معظم رهبری در پیام اخیرشان درباره «خلیجفارس»، نقشه راهِ ماست. ایشان خلیجفارس را فراتر از یک پهنه آبی، «هویت تمدنی» ما دانستند. این منطقه، حوزه تمدنیِ مشترکی است که تمام کشورهای پیرامونی در بستر آن رشد کرده و دارای فرهنگ و همزیستی مشترک هستند.
رویکرد دوران جنگ و پساجنگ جمهوری اسلامی با هم متفاوت خواهد بود
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی ادامه داد: «دولتهای منطقه باید این درکِ حیاتی را حاصل کنند که تهدید علیه جمهوری اسلامی، به ناگزیر، تهدیدی برای خودشان نیز خواهد بود. و برعکس، هرگونه توسعه و آبادانی در منطقه، سودِ جمعی به همراه خواهد داشت. رویکردِ ایران در منطقه، روشن است، سعادت برای همه، صلحِ عادلانه، امنیتِ مشترک، توسعه و بهرهمندی عادلانه، همکاریهای مستمر، احترام متقابل، حفظ کریدورهای امنیتی، و تمدنسازی در این حوزه تمدنی. این، رویکردِ کلانِ جمهوری اسلامی است.
عامری افزود: پس از این جنگ، رویکردِ ما در قبالِ جهان و منطقه، بر پایه این فهمِ جدید استوار خواهد بود، مقابله با یکجانبهگرایی و ظلم، و ترویجِ رویکردِ چندجانبهگرایی و ایجادِ عدالتِ نسبی در جهان و منطقه. در کنارِ این، همزیستیِ عادلانه و مقابله با تهدیداتِ مشترک، اولویتِ ماست. دیگر تنها تهدیداتِ نظامی، چالشِ ما نیست؛ تغییراتِ اقلیمی و آبوهوایی، از بزرگترین تهدیداتی است که منطقه را فراخواهد گرفت و نیازمندِ همکاریِ جهانی است.
وی تصریح کرد: ما باید بتوانیم نسخهای درست از خودمان به منطقه ارائه دهیم؛ تصویری مبتنی بر واقعیت که سیاستگذاریهای آنها را نیز شکل دهد. همزمان، باید خودمان نیز به این باورِ درونی برسیم و آن را به یک گفتمانِ ملی تبدیل کنیم. اگر اساتیدِ ما در پیِ منطقهای توسعهیافته، عادلانه و سرشار از رفاه هستند و میخواهند سایه جنگ را از سرِ مردمِ منطقه دور کنند، باید بتوانیم این گفتمان را در داخل و خارج مدلسازی کنیم. بدونِ مدل، سخنانِ کلی ما را به جایی نخواهد رساند.
جمهوری اسلامی ایران در حال تجربه یک تحول بزرگ است که آن را انقلاب سوم می دانم
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی امروز رویکردی مشخص دارد، اما رویکردِ دورانِ جنگ با دورانِ پس از جنگ، کاملاً متفاوت خواهد بود. نگاه به تنگه هرمز، باید با این تغییرِ دوران، تحول یابد. اما امروز، مهمترین مسئله، این است که جمهوری اسلامی قدرت و توانمندی لازم برای بهرهمندی از فرصتهای ایجاد شده را دارا باشد. این امر، با اراده، قدرت و هم افزایی محقق میشود.
عامری افزود: من شخصاً معتقدم که ما در جمهوری اسلامی، در حالِ تجربه یک «تحولِ بزرگ» هستیم که من از آن به عنوان «انقلابِ سوم» یاد میکنم. این انقلابِ سوم، نیازمندِ تعبیرهای نو و بازنگریهای متفاوتی است، اما نباید به معنای تخریبِ گذشته باشد. ما باید از گذشته درس بگیریم و آینده را بر پایه آیندهنگریِ درست، قدرت و اراده بسازیم.
وی گفت: ما دورانهای تاریخیِ متعددی را تجربه کردهایم. امروز، ما و کشورهای منطقه میتوانیم «امنیتِ مشترک» را برای منطقه تأمین کنیم. یکی از دلایلی که آنها سراغِ دیگران رفتند احساس ضعف می کردند و فکر می کردند نمی توانند در کنار بقیه امنیت را فراهم کنند، اما امروز، رژیمِ صهیونیستی علناً و رسماً از «اسرائیل بزرگ» سخن میگوید؛ نه در دالانهای پنهان، بلکه در رسانهها. این یک راهبردِ جهانی است که اعلام میشود. اگر آنها در این منطقه موفق به پس زدنِ جمهوری اسلامی میشدند، تمامِ کشورهای منطقه، طعمههای بعدی بودند. این سناریو، هم در نسخههای پنهانِ آمریکاییها و هم صهیونیستها وجود دارد.
وی تصریح کرد: امروز، ما نیازمندِ «تغییرِ فکر و تغییرِ ذهنیت» هستیم. آینده را باید با اراده، قدرت و فکرِ برتر ساخت، نه با ضعف و پشیمانی از گذشته. البته که باید از گذشته درس گرفت و از آن بهره برد، اما باید بر پایِ سالمِ خود بایستیم و به نقاطِ قوتمان تکیه کنیم.
یکی از رویکردهای ما فرهنگ محوری در حوزه قدرت و منطقه است
عامری افزود: در حوزه پدافندِ هوایی، هر جا صاحبِ ابتکارِ بومی بودیم، موفق شدیم. هر جا به تکنولوژیِ وارداتی دل بستیم، ناموفق ماندیم. امروز در صحنه موشکی و پدافندی، آنجا که حریف را پس زدیم، صاحبِ ابتکار و فناوریِ بومی بودیم و برای دشمن ناشناخته بودیم. این اصل، در اقتصاد، جامعه و فرهنگ نیز صادق است.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی تصریح کرد: یکی از رویکردهای ما، «فرهنگمحوری در حوزه قدرت و منطقه» است. ما باید قدرتی فرهنگی ایجاد کنیم که بتواند همه را در خود جای دهد؛ فرهنگی متعالی که سالهاست شاید غافل از آن بودهایم. این یک نقطه ضعفِ ماست، اما باید هوشیار باشیم که در مسیرِ رفعِ نقاطِ ضعف، نقاطِ قوتِ خود را از دست ندهیم.
عامری افزود: به جای کنکاش در حواشی و پرداختن به مسائلی که دردی دوا نمیکند، باید به «عمقِ شناختِ جمهوری اسلامی» بپردازیم و بر اساسِ آن، برنامهای مشخص برای آینده تدوین کنیم. شاید امروز، جهانشناسی و جهانفهمیِ دقیقی نداشته باشیم. اما آیا تنها تهدیداتِ آینده، دشمنانِ شناختهشدهای چون آمریکا و اسرائیل هستند؟
وی تاکید کرد: روندها و تحولاتِ آینده، بسیار نگرانکنندهترند. یکی از سناریوهایِ کلیدیِ آینده، «سناریوی سیلوهایِ خالی» است. بسیاری از آیندهپژوهان، ۵۰ سالِ آینده را آغازِ دوره گرسنگی در جهان میدانند. ما با کاهشِ منابع و افزایشِ تقاضا مواجهیم. این یعنی دامنه تهدیدات، گستردهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی امروز باید خود را از پیله این مسائلِ محدودکننده خارج کند و به «توسعهای عمیق» دست یابد. اگر نتواند دشمنانِ امروز و چالشهایِ فردایِ جهان را پشتِ سر بگذارد، مسیرِ پیش رو برایش باز نخواهد شد. این جنگ، فصلِ تحولِ بزرگی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرد، اما آیندهی آن، به نحوِ استفاده هوشمندانه و بهجای ما از این فرصتِ ایجاد شده بستگی دارد؛ نه پیله کردن به مسائلِ گذشته. امروز نیازمندِ همگرایی، وحدت و «همبستگیِ آهنین» در داخل هستیم. بزرگترین سرمایه ما برای استحکامِ ساختِ درونی، همان سرمایهی اجتماعی است. اما این سرمایه، نباید از دیگر ارکانِ قدرت منفک شود. نمیتوان یکی را گرفت و دیگری را رها کرد. ما باید یک منظومه را مد نظر قرار دهیم تا بتوانیم آینده را باز کنیم.
آمریکاییها جنگ را برای جلوگیری از تغییراتِ جهانی آغاز کردند، نه فقط عقب زدنِ ایران
عامری افزود: غربِ آسیا در مسیرِ تحول به نظمِ نوین است. باید بدانیم که امروز، آمریکاییها این جنگ را برای جلوگیری از این تغییراتِ جهانی آغاز کردند، نه فقط برای عقب زدنِ ایران. هدفِ آنها، تثبیتِ رویکردِ یکجانبهگرایی است. همانطور که پیشتر نیز گفتیم، جمهوری اسلامی با دو رویکردِ بزرگ مواجه است، جنگ و مرگ. ما باید شجاعتِ انتخاب داشته باشیم. اگر در این مسائل دقیق نشویم، نمیتوانیم پیش برویم.
وی در جمع بندی سخنانش گفت: اگر بخواهیم این جنگ را نه بهعنوان یک رخدادِ مقطعی، بلکه بهعنوان جزئی از پدیده جهانِ معاصر ببینیم، روندها به ما چیز دیگری میگویند. این حرف، حرفِ امروزِ من نیست؛ من یک سال پیش هم در جمعی عرض کردم که ما با این جنگ و با این خطر مواجه هستیم. ما با دو رویکردِ آمریکاییها مواجهیم، جنگ و مرگ. نباید از انتخابِ جنگ بترسیم؛ زیرا پروژه اولِ آنها برای ما، در واقع پروژهی مرگ بود. البته امروز وقتِ باز کردنِ همهی ابعادِ آن نیست، اما باید بدانیم که فرایندِ «تسلیم در ایران» اگر ادامه پیدا میکرد، چه پیامدهایی میتوانست داشته باشد.
عامری ادامه داد: امروز، در جهان، جنگ میانِ یکجانبهگرایی و چندجانبهگرایی در حالِ تلاقی است. قدرتهای بزرگ، دنیا را به سمتی میبرند که در آن رقابتها بیشتر، تعارضها شدیدتر، و جنگ بر سر منابع گستردهتر میشود. ببینید چرا آمریکاییها، بهطور شفاف و اسرارآمیز، قدرت نظامی را به سیاست خارجی و روابط بینالملل برگرداندهاند و در اسنادشان از آن سخن میگویند؛ چون احساس میکنند بر اساسِ شناختی که از آینده دارند، راهی جز بهرهگیری از زور برای پیشبرد منافعشان ندارند و این مسیر را دارند به ما و به همهی دنیا تحمیل میکنند. مسئله فقط ما نیستیم؛ با بقیه دنیا هم همینگونه رفتار کردهاند.
وی تصریح کرد: پس این مفهومِ کلّی روشن است، در این دنیای گذار، پررقابت، پرچالش و همراه با آنارشی، ما برای بقا و حیات، حتماً باید قدرتمند و توانمند باشیم. و این قدرت و توانمندی، فقط قدرت نظامی نیست؛ ما به قدرتهای چندوجهی نیاز داریم.
وی گفت: آمریکاییها در چند سطح، ظرفیتهایشان را کاهش دادهاند، جایگاهشان را تغییر دادهاند، و برای جبرانِ این تغییرِ جایگاه، ابرراهبردِ بازگشت به هژمونی را انتخاب کردهاند و برای آن برنامهریزی کردهاند. در چنین موقعیتِ پرآشوب و همراه با آنارشی، ما باید زندگی در بحران را یاد بگیریم؛ اگر یاد نگیریم، خواهیم باخت.
عامری افزود: من معتقدم برای اینکه دیگران را شریکِ این مسیرِ آینده کنیم، جمهوری اسلامی باید اولاً از جهانشناسیِ مناسب برخوردار باشد. این جهانشناسی باید به شرکا، همسایگان و همسرنوشتهای ما در خلیج فارس هم منتقل شود. ما باید آنها را آگاه کنیم که جهان به کجا میرود و ما کجا ایستادهایم. اگر آنها با ما در یک افقِ مفهومی قرار بگیرند، هرچند وابستگیهایی هم داشته باشند، اما در نهایت ــ آشکار یا پنهان ــ با ما همراه خواهند شد.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی تصریح کرد: ما در همین منطقه و همین جنگ تجربه کردیم که بین دولتهایی که درک و آگاهی بیشتری نسبت به تحولات داشتند، روابطشان با ما تفاوت پیدا کرد. ما حتی کشوری را میشناسیم که در مقطعی علیه او اقدام نظامی هم داشتیم، اما روابطش را توسعه داد به جای این که رابطه را قطع کند، پس ما باید این درکِ عمیق از محیطِ جهانی و آینده را با دیگران به اشتراک بگذاریم در کنار این باید قدرت و سطحِ توانمندیِ خود را تثبیت و ارتقا دهیم؛ این ارتقا از طریقِ روایتسازیِ درست، پیمانهایِ جدید، و اقداماتِ عملی دیگر میسر میشود.
ما باید کشور قدرتمند عادل و مهربان باشیم
عامری افزود: من معتقدم ما باید با فکر و برنامهی مدون پیش برویم. باید آرمان داشته باشیم؛ یک آرمانِ منطقهای. یعنی منطقهای را تصویر کنیم که همهی بازیگرانِ منطقه، از عمان و امارات گرفته تا عربستان، خودشان را در آن تصویر ببینند. ما باید کشوری قدرتمند باشیم، اما نه قدرتمندی که دیگران را تهدید کند؛ بلکه قدرتمندی عادل، مهربان، و کشوری که قرار است با دیگران متفاوت رفتار کند، همانطور که چینیها در توسعهی جهانی میگویند: “ما میخواهیم کشوری قدرتمند باشیم، اما به دیگران اجازه شراکت، تقسیمِ گفتار، و اشتراکِ منافع میدهیم. ” اما آمریکاییها چنین اجازهای نمیدهند. ما برای سایرِ ملل کرامت قائلیم؛ آنها قائل نیستند.
وی تصریح کرد: اشکالی ندارد که ما نیازمندِ یک طراحی و یک دکترین در منطقه هستیم. این دکترین باید بهگونهای باشد که کشورهای منطقه احساس کنند در آن هم میتوانند منافعِ خود را تأمین کنند و هم ما قدرتِ خود را تثبیت کردهایم. این نیازمندِ طراحیِ دقیق، فکر و برنامه است.
ما باید کشوری قدرتمند باشیم، اما نه قدرتمندی که دیگران را تهدید کند؛ بلکه قدرتمندی عادل، مهربان، و کشوری که قرار است با دیگران متفاوت رفتار کند
عامری افوزد: هرچه بزرگان و متفکرینِ ما، بتوانند مبتنی بر این مبانی، ایده نو بدهند و آینده بسازند؛ آرزو بسازند؛ آرمان بسازند که همه در آن نقش داشته باشند؛ این میتواند آینده را متحول کند. حتی قدرتهای بزرگ نیز میتوانند در این فرآیند شریک شوند، بهشرطی که شراکتشان به نفعِ مردم باشد و البته سودِ خود را نیز ببرند، ما بهعنوان یک قدرتِ منطقهای، نیازمندیم که صاحبِ نگاه باشیم؛ دائماً نگوییم “چه نشود”، بلکه بگوییم “چه بشود”. یعنی نگاهِ پیشرو و سازندهای برای آینده داشته باشیم. این میتواند راه را باز کند.
وی افزود: اگر این جلسه، نقطهی تلّقی باشد که نخبگانِ ما برای غربِ آسیا، یک آرمان، یک آرزو، و یک موقعیتِ مشترک بسازند که همه در آن شریک باشند، و در عین حال ایران، بهعنوان سازنده این قاعده، صاحبِ قاعده باشد و بتواند آن را پیش ببرد، آنگاه جمهوری اسلامی توانسته است به وظیفهیث خود عمل کند.
جمهوری اسلامی باید به ساخت آینده منطقه فکر کند
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی تصریح کرد: امروز، جمهوری اسلامی باید به ساختِ آینده منطقه فکر کند و به کشورهای منطقه بگوید که چه انتظاری از آنها دارد. ما میگوییم رویکردِ ما به منطقه، صلح، سعادت و عدالتِ همگانی است. این همان حرفِ رهبرِ شهیدِ ما و رهبرِ کنونیِ ماست که میگوید: “آقا، ما همه با هم همسرنوشتیم. ” وقتی چنین نگاهِ مترقی به منطقه داریم، چرا منطقه نگوید که چگونه به ما فکر میکند؟
عامری گفت: اجازه دهیم این تنظیمِ نگاه صورت بگیرد. ملتها آنگونه رفتار میکنند که فکر میکنند؛ و آنگونه فکر میکنند که آرزوهایشان به آنها میگوید. پس بیاییم یک آرزوی مشترک، یک مسیرِ مشترک، و یک آینده مشترک برای خودمان و منطقه بسازیم.
