یک روان‌شناس با تشریح دلایل بی‌انگیزگی و بی‌حوصلگی تأکید کرد که تداوم این وضعیت، به‌ویژه همراه با بی‌لذتی، نیازمند توجه و بررسی تخصصی است.

بی‌حوصلگی؛ خستگی موقت یا زنگ خطر سلامت روان؟

  • ۰۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
بی‌حوصلگی؛ خستگی موقت یا زنگ خطر سلامت روان؟
تریبون ملی:«حوصله هیچ‌چیز را ندارم» گاهی فقط نشانه خستگی و نیاز به استراحت است، اما اگر بی‌انگیزگی و بی‌لذتی به شکل مداوم و روزانه بیش از دو هفته ادامه پیدا کند، می‌تواند زنگ هشداری برای بررسی وضعیت روانی فرد باشد؛ شرایطی که به گفته یک روان‌شناس، نباید نادیده گرفته شود.

به گزارش پایگاه خبری تریبون ملی،همه افراد در مقاطعی از زندگی احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا بی‌انگیزگی را تجربه می‌کنند؛ روزهایی که تماشای فیلم، مطالعه کتاب، معاشرت با دوستان یا حتی انجام فعالیت‌های مورد علاقه، جذابیت همیشگی خود را ندارد.

این وضعیت لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیست و گاهی بدن و ذهن تنها به استراحت نیاز دارند. با این حال، زمانی که این احساس طولانی شود و فعالیت‌هایی که پیش‌تر موجب لذت و رضایت فرد می‌شدند نیز دیگر جذابیتی نداشته باشند، توجه بیشتر به این نشانه‌ها ضروری است.

بی‌حوصلگی چه زمانی نیازمند بررسی است؟

دکتر فاطمه فروزش یکتا، روان‌شناس، روان‌درمانگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی را بخشی از تجربه طبیعی هیجانات انسانی می‌داند و معتقد است آنچه این وضعیت را نگران‌کننده می‌کند، بیش از هر چیز مدت و شدت آن است.

به گفته این روان‌شناس، اگر بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی به صورت مداوم و روزانه دست‌کم دو هفته ادامه داشته باشد، لازم است وضعیت فرد بیشتر بررسی شود؛ به‌ویژه اگر این حالت با از دست دادن علاقه و لذت نسبت به فعالیت‌های معمول زندگی همراه باشد.

خستگی یا فرسودگی روانی؟

یکی از راه‌های ابتدایی برای تشخیص اینکه فرد صرفاً خسته است یا با مشکلی جدی‌تر روبه‌رو شده، فراهم کردن فرصت کافی برای استراحت جسمی و ذهنی است.

خواب کافی، تغذیه مناسب، فاصله گرفتن کوتاه‌مدت از فشارهای روزمره و حتی چند دقیقه آرام‌سازی ذهنی می‌تواند به بدن و ذهن فرصت بازیابی بدهد.

اگر پس از استراحت مناسب، انرژی و علاقه فرد به فعالیت‌های روزمره بازگردد، احتمالاً بدن و ذهن او بیش از هر چیز به استراحت نیاز داشته است؛ اما اگر بی‌حوصلگی همچنان ادامه داشته باشد، ارزیابی دقیق‌تر می‌تواند ضروری باشد.

بمباران اخبار و استرس‌های روزمره

فشارهای اقتصادی و اجتماعی، اخبار منفی، نگرانی نسبت به آینده و قرار گرفتن مداوم در معرض اطلاعات می‌تواند ذهن انسان را در وضعیت استرس مستمر قرار دهد.

در شرایط استرس حاد، بدن برای مدت کوتاهی وارد وضعیت آماده‌باش می‌شود؛ اما اگر این وضعیت به شکل مداوم تکرار شود، فرسودگی جسمی و روانی افزایش پیدا می‌کند.

استرس مزمن می‌تواند بر کیفیت خواب، تمرکز، انرژی و خلق‌وخو اثر بگذارد و در نتیجه فرد احساس کند دیگر توان و انگیزه سابق را برای انجام فعالیت‌های روزانه ندارد.

آیا شبکه‌های اجتماعی مقصر بی‌حوصلگی هستند؟

یکی از پرسش‌های رایج این است که آیا مصرف گسترده محتوای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی باعث شده است افراد دیگر نتوانند برای مطالعه کتاب یا تماشای فیلم‌های طولانی تمرکز کنند؟

فروزش یکتا در این زمینه معتقد است موضوع به علاقه و انگیزه فرد نیز ارتباط دارد. فردی که به یک موضوع علاقه‌مند باشد، می‌تواند مدت زیادی برای آن وقت بگذارد و حتی گذر زمان را احساس نکند.

در روان‌شناسی از این وضعیت با مفهوم «غرقگی» یاد می‌شود؛ حالتی که فرد در یک فعالیت مورد علاقه چنان درگیر می‌شود که گذر زمان را کمتر احساس می‌کند.

بنابراین، کاهش تمرکز را نمی‌توان صرفاً به استفاده از محتوای کوتاه نسبت داد و باید علاقه، انگیزه، شرایط روانی و سبک زندگی فرد نیز مورد توجه قرار گیرد.

وقتی هیچ‌چیز دیگر خوشحالمان نمی‌کند

اگر فرد احساس کند دیگر هیچ فعالیتی برایش لذت‌بخش نیست، بهتر است پیش از هر چیز کمی مکث کند و درباره نیازهای برآورده‌نشده خود فکر کند.

این پرسش‌ها می‌تواند شروع مناسبی باشد: چه چیزی در زندگی من کم شده است؟ آیا بیش از اندازه خسته‌ام؟ آیا برای مدت طولانی تحت فشار و استرس بوده‌ام؟ آیا نیاز به استراحت، تفریح، ارتباط اجتماعی یا تغییر در شرایط زندگی دارم؟

گاهی یک استراحت کوتاه، دیدار با یک دوست صمیمی یا انجام فعالیتی که برای فرد معنا و لذت دارد، می‌تواند بخشی از انرژی ازدست‌رفته را بازگرداند.

اما اگر این اقدامات مؤثر نباشد و بی‌انگیزگی و بی‌لذتی همچنان ادامه پیدا کند، مراجعه به روان‌شناس می‌تواند به شناسایی علت و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.

منتظر آمدن انگیزه نباشید

یکی از نکات مهم در مقابله با بی‌انگیزگی، انتظار نکشیدن برای بازگشت خودبه‌خودی انگیزه است.

در رویکرد «فعال‌سازی رفتاری»، فرد به جای اینکه منتظر بماند تا ابتدا احساس انگیزه پیدا کند و سپس دست به کار شود، فعالیت را با قدم‌های کوچک آغاز می‌کند.

برای مثال، فردی که مدت‌هاست مطالعه نکرده است، می‌تواند به جای تعیین هدف بزرگ، فقط یک صفحه کتاب بخواند. کسی که کارهای عقب‌افتاده زیادی دارد نیز می‌تواند تنها یکی از آنها را برای شروع انتخاب کند.

گاهی همین اقدام کوچک، انرژی لازم برای انجام مرحله بعدی را ایجاد می‌کند.

از بدن شروع کنید

زمانی که ذهن درگیر افکار منفی و خستگی است، شروع تغییر از ذهن ممکن است دشوار باشد. در چنین شرایطی می‌توان از فعالیت‌های ساده جسمی آغاز کرد.

چند حرکت کششی، مرتب کردن تخت، شانه کردن موها، کمی پیاده‌روی یا انجام یک کار ساده روزمره می‌تواند شروعی برای خروج از حالت سکون باشد.

اصل مهم این است که هدف در ابتدا نباید انجام کامل و بی‌نقص یک کار باشد؛ بلکه شروع کردن اهمیت بیشتری دارد.

کمال‌گرایی؛ مانعی برای شروع

گاهی فرد به دلیل اینکه تصور می‌کند یک کار باید به بهترین شکل ممکن انجام شود، اساساً انجام آن را به تعویق می‌اندازد.

برای مقابله با این وضعیت، بهتر است فعالیت‌های بزرگ به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شوند. برای مثال، به جای تصمیم برای مرتب کردن کامل خانه، می‌توان تنها یک قسمت کوچک را مرتب کرد.

همین رویکرد باعث می‌شود کار از یک هدف سنگین و دشوار به مجموعه‌ای از اقدامات ساده و قابل انجام تبدیل شود.

اهداف مبهم، انگیزه را کاهش می‌دهند

«می‌خواهم موفق‌تر باشم» یا «می‌خواهم زندگی‌ام را تغییر دهم» اهدافی کلی هستند که لزوماً فرد را به اقدام مشخص نمی‌رسانند.

بهتر است هدف‌های بزرگ به رفتارهای کوچک و قابل اندازه‌گیری تبدیل شوند؛ برای مثال، به جای «می‌خواهم کتاب بخوانم»، هدف می‌تواند «هر روز یک صفحه کتاب می‌خوانم» باشد.

وقتی اقدام مشخص باشد، فاصله میان تصمیم و عمل کمتر می‌شود.

ارتباط با دیگران را فراموش نکنید

روابط خانوادگی و دوستانه نیز می‌توانند در حفظ سلامت روان نقش مهمی داشته باشند.

در دوره‌های بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی، ارتباط با یک فرد قابل اعتماد، تماس با یک دوست، گفت‌وگو با اعضای خانواده یا حتی چند دقیقه حضور در کنار افراد مورد علاقه می‌تواند از شدت انزوا و کسالت بکاهد.

البته اگر روابط فرد خودشان منبع استرس و فشار مزمن باشند، مسئله متفاوت است و در چنین شرایطی کمک گرفتن از متخصص می‌تواند مفید باشد.

چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟

بی‌حوصلگی به تنهایی الزاماً نشانه افسردگی نیست؛ اما اگر فرد بیش از دو هفته، به شکل مداوم و تقریباً هر روز، بی‌انگیزگی و بی‌لذتی را تجربه کند، به‌ویژه اگر این وضعیت با اختلال در عملکرد روزمره همراه باشد، بهتر است با متخصص سلامت روان مشورت کند.

در چنین شرایطی، تشخیص علت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بی‌انگیزگی می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فشار روانی، فرسودگی، مشکلات زندگی یا اختلالات خلقی ایجاد شود.

در نهایت، حفظ سلامت روان تنها به معنای نداشتن مشکلات و فشارهای زندگی نیست؛ بلکه توانایی شناخت نیازهای خود، ایجاد تعادل، استفاده از حمایت اجتماعی و کمک گرفتن به‌موقع از متخصصان نیز بخشی از مراقبت از سلامت روان است.

لینک کوتاه : https://tribunemelli.ir/?p=15250

ثبت دیدگاه

  1. [971891]supplies professional anti-violence equipments and solutions for the whole world with strong and perfect production capacity. anti-violence.org