به قلم بهزاد ایمانی، کارشناس جامعهشناسی و تحلیلگر مسائل سیاسی
به گزارش اختصاصی پایگاه خبری تریبون ملی،سیاست «نه شرقی، نه غربی» که از آن به عنوان محور اساسی استقلال و تمامیت ارضی ایران در چهار دهه اخیر یاد میشود، صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه بازتابی از خرد جمعی ملتی است که همواره قیمومیت قدرتهای خارجی را رد کرده و مسیر خودمختاری را برگزیده است.
این سیاست، ریشه در گفتمان انقلابی دارد که با عبور از دو قطبیسازی جنگ سرد، به دنبال تعریف «هویت سوم» مبتنی بر ارزشهای بومی و اسلامی بود.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، تداوم این سیاست را میتوان در سه لایه تحلیل کرد:
لایه هویتی: جامعه ایران به دلیل تجربه تاریخی استعمار (از شکستهای دوران قاجار تا کودتای ۲۸ مرداد)، نسبت به هرگونه وابستگی به بلوکهای قدرت حساسیت عمیقی دارد. مطالعات میدانی نشان میدهد که حتی نسل جوان امروز، علیرغم تفاوتهای نسلی، «استقلال» را به مثابه ارزش غیرقابل مذاکره میپندارد.
لایه راهبردی: در نظام بینالملل آشفتهکنون، اتکا به یک قطب (شرق یا غرب) به معنای تبدیل شدن به ابزار بازی ژئوپلیتیک آنهاست. نمونههای تاریخی مانند پیامدهای وابستگی برخی کشورهای منطقه به غرب (افول مصر پس از کمپ دیوید) یا شرق (افغانستان در دهه ۱۹۸۰) گواه این مدعاست.
لایه گفتمانی: گفتمان «نه شرقی، نه غربی» با تبدیل شدن به یک نماد ملی، از حالت سیاست رسمی فراتر رفته و به بخشی از سرمایه نمادین جامعه تبدیل شده است. بازتولید این گفتمان در رسانهها، ادبیات و حتی فرهنگ عامه (مانند شعارهای ورزشی) نشانه نهادینه شدن آن است.
با این حال، حفظ این سیاست نیازمند پاسخگویی به چند چالش کلیدی است:
اقتصاد مقاومتی: استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی شکننده خواهد بود. تحریمها ثابت کرد که وابستگی به درآمدهای تکمحصولی (مانند نفت) میتواند ابزار فشار خارجی باشد.
دیپلماسی فعال: «نه شرقی، نه غربی» به معنای انزوا نیست. ایران باید با دیپلماسی چندجانبه (به ویژه در جهان غیرمتعهد) فضای مانور خود را گسترش دهد.
عدالت اجتماعی: تداوم این گفتمان منوط به همراهی مردم است؛ اگر جامعه احساس کند که استقلال سیاسی به قیمت نادیده گرفتن معیشت آنها تمام میشود، پایبندی به این سیاست تضعیف خواهد شد.
سیاست «نه شرقی، نه غربی» یک انتخاب استراتژیک است، اما تحقق کامل آن نیازمند تبدیل شدن به یک «پروژه ملی» با مشارکت نخبگان، دولت و مردم است.
جامعه ایران ثابت کرده که میتواند در سختترین شرایط، الگوی سوم مستقل را پیش ببرد، اما عبور از شرایط کنونی مستلزم هوشمندی در عرصههای اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی است.
